ادريس بن حسام الدين بدليسى

43

قانون شاهنشاهى ( فارسى )

يكى ديگر جهت مصلحت عامّهء محكومان و زيردستان او را مرعى بايد داشت « 1 » و سلطنت مقتضى آن‌كه آن ملكه را به وجه اكمل و نهج اشمل به كار دارد . « 2 » و لهذا صفت عدل و ظلم بيش‌تر به سلاطين منسوب شود و در مالكان زمام زمان ، شيوهء ظلم بغايت مذموم « 3 » و شيمهء عدل بسيار ممدوح و مرغوب افتد « 4 » . و الّا هركس را به قدر تعلّق به ملك وجود خود رعايت عدل لازم است كه « كلّكم راع و كلّكم مسؤول عن رعيّته » 58 . و جهت شمول نفع و ضرّ عدالت « 5 » و ظلم از سلاطين و به‌واسطهء « 6 » شيوع صلاح و فساد و در مراعات و مساهلهء عدل و داد ميان اهل ملك و دين ، حضرت « 7 » مصطفى صلّى اللّه عليه و سلّم « 8 » ، از رتبت سلاطين عدالت‌نشان ، نشان داده و از منزلت شاهان پر ظلم و عدوان ، به اين عنوان اخبار فرموده كه « انّ احبّ النّاس 59 الى اللّه يوم القيمة و اقربهم منه مجلسا امام عادل و انّ ابغضهم « 9 » الى اللّه يوم القيمة و اشدّهم عذابا امام جائر » ، الحديث . « 10 » نظم « 11 » اى كه بر تخت مملكت شاهى 60 * عدل كن گر ز ايزد آگاهى عدل « 12 » كن زان كه در ولايت دل * در پيغمبرى زند عادل دود دل‌ها به دادگر نرسد * عادلان را به جان خطر نرسد لشكر از عدل برنشان و ز داد * تا كنندت به فتح و نصرت شاد « 13 » واى بر خفتگان « 14 » خون‌خواران * ز آفت سيل « 15 » چشم بيداران از تو گر ديده‌اى پرآب شود * ملكت از سيل آن خراب شود اكنون « 16 » بدان كه عدد فروع اخلاق حميده ، كه تابع اين چهار اصل است ، از ملكات

--> ( 1 ) . م : هم ضرورت افتد . ( 2 ) . م : و سلطان را رعايت آن اكمل بايد نمود . ( 3 ) . م : سلاطين و حكام بيش‌تر منصوب است و در تمام زمان شيوهء ظلم مذموم . ( 4 ) . م : به غايت مرغوب است . ( 5 ) . م : در عدل . ( 6 ) . م : رابطهء . ( 7 ) . م : - حضرت . ( 8 ) . م : صلوات اليه عليه . ( 9 ) . م : ابغض النّاس . ( 10 ) . م : + صدق رسول اللّه ( 11 ) . م : مثنوى . ( 12 ) . م : داد . ( 13 ) . م : ياد . ( 14 ) . س : ظالمان و . ( 15 ) . م : - سيل . ( 16 ) . م : - اكنون .